فهرست بستن

با خودمان بد اخلاقيم!

امروز وقتي در حال قدم زدن در پياده رو بودم چشمم به مغازه دارها و مشغولين به شغل هاي آزاد افتاد.


با خودم گفتم:
چرا اينقدر با خودمون بد مي کنيم؟


چرا هر روز و هميشه بي کار نشسته ايم و منتظر مشتري هستيم؟
حالا ممکن است همه مان منتظر مشتري نباشيم ولي در کل مي خواهيم از آسمان برايمان طلا بريزد…


چرا بجاي زل زدن به تلوزيون بي محتواي اعصاب خورد کن تکراري، کتاب هاي با محتواي آرامش بخش جديد نمي خوانيم؟


مي دانيد چرا وقتي اسم کتاب مي آيد، تقريبا حال اکثرمان بد مي شود؟
چون اولين کتاب هاي زندگي ما حتما بايد خوانده و حفظ مي شدند و هيچ گاه همه شان بدرد زندگي واقعي مان نخوردند.

تنها چيزي که در مدرسه ياد مي گيريم و به دردمان مي خورد، خواندن و نوشتن است.
و اتفاقا اولين چيز هايي هستند که فراموش مي شوند.


توانايي خواندن فقط براي خواندن تبليغات روي در وديوار و اسم کارخانه شيشه خيار شور و چيپس نيست.
این، يک سرمايه ي بسيار ارزشمند براي ماست.
این توانایی امروزه همه گیر و عادی شده است .


در گذشته هر پير مرد و پير زن بي سوادي که تازه مي توانست خواندن ياد بگيرد، مي رفت سراغ کتاب هاي خاک گرفته روی تاقچه که عمري آرزوي خواندنشان را داشته.


اگر کمي با خودمان مهربان تر باشيم وقتمان را براي برنامه تو خالي تلوزيون که مجبور به ديدن آن هستيم ، هدر نمي دهيم.


خواندن کتاب دلخواه مثل خوردن غذاي دلخواه و مورد نياز بدن و ديدن تلوزيون مثل خوردن غذاي اجباري است که تا وقتي روشن است بين چند شبکه محدود انتخاب بيشتري نداري.
چون تا بحال سراغ کتاب نرفته ايم يا خيلي کم رفته ايم، نمي دانيم چه خبر است.


چه چيز هايی براي خواندن و لذت بردن از زندگي وجود دارد.
کتاب آدم را اذيت نمي کند و ضد حال نمي زند.
وسط مطلب مورد علاقمان صداي ناهنجاري از خودش توليد نمي کند که فلاني با تو کار دارد! (زنگ نمي خورد)


کتاب متمرکز و ساده و آرام است.
مهربانانه رام دستانت مي شود تا هر موقع و هر مقدار که ميخواهي از آن استفاده کني.
نمي دانم چرا وقتي کتاب دست مي گيريم مي خواهيم سريع همه اش را ببلعيم.


شايد با خودمان فکر کرده ايم کتاب مارا دعوا مي کند که چرا من را رها کردي؟


يا شايد ياد تکاليف کم ارزش و خسته کننده ي مدرسه مي افتيم.
بهتر است يک تحول اساسي را با يک قدمی کوچک آغاز کنيم، و حد اقل از دوستانمان سراغ کتاب هاي خوب را بگيريم.


زندگي خيلي از آدم هاي موفق و بزرگ با خواندن يک جمله خوب متحول شده است.
چه برسد به کتاب هاي خوب که براي ما پر هستند از انگيزه و جملات کاربردي که به درد تک تک لحظه هاي زندگي مان ميخورند.

هر تغيير بزرگ و کوچکي با خواندن کتاب هاي خوب ممکن است.


کتاب ها را چشم به راه نگذارید.

آنها برای بهتر کردن حال ما به دنیا آمده اند!

۱۳۹۹/۵/۵

Posted in نوشته های آزاد

3 Comments

  1. معصومه محمدی

    سلام . با نظرتون موافقم. کاش برای همه موارد راهکار داشتیم

  2. علی خواجه حیدری

    سلام مهدی عزیز
    برام پیام گذاشته بودی اونجا نتونستم جواب بدم
    آره از سایت شاهین با سایت زیبات اشنا شدم، حتما ادامه بده خیلی خوبه
    درباره اینکه سالها دور افتاده بودی از علاقت و به تازگی داری لذت میبری از زندگی واقعا خوشحالم
    منم مثل تو این مسیر خوشمزه رو تازه پیدا کردم و راضی ام از خودم، دیر و زود داره ولی همین که پیدا کردی علاقتو خیلی بی نظیره
    امیدوارم برقرار و پاینده باشی ❤️

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *