رفتن به نوشته‌ها

همه چیز از شبکه نجبّاد شروع شد(۴)

Last updated on 2020-07-25

همیشه ایده آل فکر می کردم و این اصلا خوب نبود.

همین بود که باعث می شد بار ها کارم به خاطر ایده آل گرایی عقب بیفتد.

می خواستم برای شروع همه چیز عالی و بی نقص باشد.

ولی هر کجایش را که نگاه می کردی، پر از عیب و اشکال بود.

تنها چیزی که به جنگ ایده آل گرایی ام می آمد، خود شبکه نجباد بود که با ظاهر ساده و بی ریایش خیلی حرف ها برای گفتن داشت.

در همین چند ماه اخیر که داشتم شبکه را راه می انداختم، کسی از اقوام نبود که خبری از آن نداشته باشد.

بار ها با همه در مورد این شبکه صحبت کرده بودم.

هر موقع که ازشان فیلم و عکس می گرفتم، می گفتند: مارو هم نشون بده تو شبکت… .

خلاصه

وقتی حدودا ۹۰% کار آماده شد دیدم آخرش جای یک چیز خالیست!

همیشه وقتی شبکه ای متولد می شود، چند دقیقه ی اولش برنامه افتتاحیه دارد.

ایده ای به فکرم رسید که جز با انیمیشن نمی شد آن را ساخت.

پس دست به کار شدم!

فریم های اولین انیمیشنم را با نرم افزار pain کشیدم و بعد با corel تدوینشان کردم

همه این تصاویر با pain ساخته شده.

و این هم از انیمیشن خوش آمد گویی شبکه نجبّاد:

لحظه ی تولد شبکه نجباد

همین روزها بود که آرم شبکه نجباد رفت روی اعصابم و تصمیم گرفتم یک چیزِ درست و حسابی خلق کنم. آن روزها اگر اشتباه نکنم اوائل مهر بود و مشغولیت ذهنیم برای آرم در حدی بود که سر کلاس هم در دفترم طراحی می کردم.

تا اینکه بالاخره یک روز قلم نی و مرکب خوش نویسی ماردم را برداشتم و آرم شبکه را کشیدم.

بجای اینکه تمرکز اصلیم را روی فیلم ها و برنامه های قسمت اول بگذارم، یکی دو هفته داشتم آرم طراحی می کردم.

بخاطر نداشتن برنامه ریزی و نقشه ی راه، تاریخ تحویل قسمت اول یک هفته به تعویق افتاد.

برای بقیه ی کار ها دیگه خیلی سخت نگرفتم.

آخرین مرحله برای ارائه محصول رسانه ایم پوسته CD و اصطلاحا بسته بندی محصولم بود که خیلی هم مهم هست.

بلد نبودن فوتوشاپ مانعی برایم محسوب نمی شد. هر چند که بدون آن هم طراحی برچسب CD که باید دقیقا اندازه آن باشد کار راحتی نبود.

نمی دانم چطور ولی ابتدا یک صفحه دقیقا هم اندازه کاغذ A4 در paint باز کردم. (چون قرار بود برچشب ها روی کاغذ a4 برچسبی چاپ شوند که با این روش فقط دو برچسب روی کاغذ چاپ می شد و بخش زیادی از کاغذ تبدیل به ضایعات می شد)

بعد با گرفتن یک cd مقابل مانیتور یک دایره هم اندازه ی آن کشیدم!

حتی نقطه ی وسط آن را هم به همین روش مشخص کردم.

معرفی نامه شبکه به همراه قسمت اول برای همه ی اقوام ارسال شد.

*سفارش ساخت مُهر برای شبکه

*چاپ فرم های معرفی برای خانواده ها

و…

کار هایی بودند که در چند روز و به سرعت انجام شد.

فکر می کنم صبح جمعه بود. کار های باقی مانده را تا ساعت ۱۰ تمام کردم و با موتور پدرم راهی خانه ی اقوام شدم.(گواهی نامه هم نداشتم)

به رسم احترام، اولین جایی که رفتم خانه ی مادر بزرگم بود. چون نمی دانستند چطور باید از دستگاه dvd استفاده کنند، cd را داخل دستگاه گذاشتم و معرفی نامه را به مادر بزرگم دادم.

کلی تحسینم کرد و گفت: این کار ها بلدی می خواهد، پیداست خیلی زحمت کشیده اید.(خدا رحمتش کند خییییلی مهربان بود)

و به همین ترتیب قسمت اول به دست همه رسید.

حس وصف نشدنی داشتم.

از اینکه ۶ خانواده حاصل زحمات من و بچه های فامیل را می دیند، کیف می کردم.

ادامه دارد…

۱۳۹۹/۵/۳

منتشر شده در داستان منشبکه نجبّاد

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *