رفتن به نوشته‌ها

این کافیه؟!

Last updated on 2020-11-08

هر موقع می خواهیم بیرون برویم، در آینه نگاه می‌کنیم و خودمان را مرتب می‌کنیم.

اگر صورت یا لباسمان کثیف و نامرتب باشد به سادگی متوجهش می‌شویم و آن را برطرف می‌کنیم.

این عکس ایده جالبی برای عکس گرفتن هست. فقط مواظب باشین موقع عکس گرفتن خودتون تو آینه پیدا نباشین. (کار خودم نیست با سرچ پیدا کردم)

ولی به نظرتان این کافی است؟

قطعا نه!

من و شما فقط یک مشت خاک نیستیم.

یک چیز دیگری هم درونمان هست.

چیزی که از اول بچگی تا آخرش با ماست و هیچ وقت نمی‌توانیم در آینه نگاهش کنیم!

و الا چه فرقی با خاک توی باغچه داریم؟

قطعا همه مان می‌دانیم چیست.

روحمان را میگویم. ولی خوب چه آینه ای می‌تواند به ما نشانش دهد؟

او نیاز به تمیز و مرتب شدن ندارد؟

توجه نمی‌خواد؟

تعجب می‌کنم از خودم وقتی هر روز چند بار در آینه نگاه می‌کنم ولی توجهی به روحم نمی‌کنم.

همین می‌شود که بعد از چند وقت حالمان بی دلیل خیلی بد می‌شود.

گاهی ممکن است تا چند روز داغون باشیم.حتی در بهترین روز های زندگی مان که هیچ چیز کم نداریم!

بدن سالم، جیب پر پول، خونواده ی عالی و شاد، کار خوب و…

همه این ها هم که باشند حال ما آدم ها همیشه خوب نیست. چه برسد به وقتی که یکی از این ها نباشد یا مشکل خاصی داشته باشیم.

ما قطعا به یک آیینه تمام قد برای روحمان نیاز داریم.

اخلاق و رفتار ما یکی از چیز هایی است که نشان میدهد درون ما چه می‌گذرد.

عصبی هستیم؟

با نشاطیم؟

بخشنده و دست و دل بازیم؟

خود خواه و مغروریم؟

یا …؟؟؟

کدامشان؟

جواب هیچ کدام از این سوالات با نگاه کردن به آینه به دست نمی‌آید.

حتی آینه های جادویی هم نمی‌توانند چیزی با این حد از پیچیدگی را درست و کامل نشانمان دهند.

در ضمن به فکر کِش رفتن آینه خانه مادر بزرگ‌تان هم نیافتید اگر خیلی خیال باف هستید… .

من مدتها بدون اینکه دقیقا بدانم دنبال چه هستم، سرگردان دنبال چیزی بودم که آرامم کند.

چیزهای زیادی حال آدم را خوب می‌کند.

اما از مُسکّن های موقت بریده بودم و می خواستم ریشه ی ناراحتی هایم را پیدا کنم.

در این مدت می نوشتم. نه اینکه خوشم می آمد. چاره ای جز نوشتن نداشتم. حالم را خیلی تغییر نمی داد.

ولی با این کار حد اقل غم های بی دلیل زندگیم نابودم نمی کرد!

تا اینکه روزی فهمیدم آینه ای که دنبالش می‌گشتم تمام مدت

همراهم بوده و آن هم چیزی نبود جز دفتر و قلم.

شاید اشتباه به نظر برسد ولی تنها کسی که میتواند کمکمان کند خود ما هستیم. با نوشتن برای خودمان.همین.

میتوانیم با خودمان حرف بزنیم، ولی حرف ها نمی مانند. مثل اسفند دود می‌شوند میروند هوا. تا چند دقیقه ممکن است حال و هوای آدم را خوب یا بد کنند. ولی ماندگار نیستند.

با به بند کشیدن حرف هاست که می‌شود از درونمان سر در بیاوریم.

ما همیشه از چیزهایی حرف میزنیم که درونمان هستند. مخفی اند ولی سر و کلشان در حرف های ما پیدا می‌شود.

اگر مدتی برای خودمان بنویسیم و بعد برگردیم و نگاهی بهشان بیندازیم، می‌فهمیم درونمان چه خبر است.

نوشته های ما در طولانی مدت، آیینه تمام قد روح ما هستند.

۱۳۹۹/۴/۲۸

منتشر شده در نوشته های آزاد

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *