رفتن به نوشته‌ها

دنیا در دستان ماست!

Last updated on 2020-10-24

اکثرا وقتی اراده می کنیم کاری را انجام دهیم، تا آخرش ادامه نمی‌دهیم.

بعد از این اتفاق بهانه می‌آوریم که قسمت نبوده

شانس نداریم

به هر آدم بیچاره و بی ربطی که می‌بینیم بد و بیراه می‌گوییم و گره افتادن در کار را تقصیر او می‌اندازیم؛

به هر دری می‌زنیم تا با عیب خودمان روبرو نشویم

اما در واقع باید

عیب هایمان را در آغوش بگیریم!

از آنها نترسیم.

خوووب نگاهشان کنیم تا ابتدا بپذیریم مشکل داریم و بعد درمانشان کنیم.

قبول دارم گاهی (نه اکثر اوقات) دستی بالا دست ما به دلیلی که نمی‌دانیم، گره ای در کار می‌اندازد و جلوی کار را می‌گیرد.

اما تا کنون به این فکر کرده ایم که چقدر برای رسیدن به خواسته های اساسی زندگی مان، سمج بوده ایم؟

چقدر برای باز کردن همان گره هایی که گاهی ناخواسته پیدایشان می‌شود سر انگشتانمان زخم شده؟

قبول داریم که خیلی تنبلیم؟ خیلی ضعیفیم؟

زود خسته می‌شویم؟

برای کارهای زورکی اداره و مدرسه و این جور جاها طبیعی است که دست و دلمان به کار نرود.

من آرزو های مان را می‌گویم.

اهداف و دغدغه هایی که لحظه به لحظه در ذهنمان اذیت می‌کنند، مانند پرندگانی در قفس منتظر آزادی هستند که هر چه بیشتر معطلشان کنیم، شوقشان برای پرواز کمتر می‌شود.

تنها زمانی طولانی شدنِ زمان آزادی شوق برانگیز است که هر روز قدمی برای آن برداریم هر چند کوتاه، هر چند کم.

آدم ها دو گروه هستند:

گروهی به هر دری می‌زنند تا روزنه ای به دنیای بیرون پیدا کنند.

دسته ای هم هر روز صدها بهانه برای زمین گیر بودنشان می‌آورند.

خود من مدتها استاد بهانه سازی برای نپرداختن به علاقه ها و رویا هایم بودم.

البته هر از گاهی کمی می‌نوشتم، فیلم می‌ساختم و چیزی یاد می‌گرفتم.

اما

رفتار من مانند یک ماهی تشنه بود که بجای رفتن به طرف اقیانوس دنبال یک حوض آب می‌گشت.

ذهنم تعطیل بود و فقط یک راه را برای رسیدن تصور می‌کرد. که اتفاقا گذشتن از آن مسیر هم برای من به دلائلی غیر ممکن بود؛

کمتر از خلاقیتم برای حل مشکلات و بن بست های جدی زندگی استفاده می‌کردم.

در نهایت از خدا خواستم راهی نشانم دهد. اگر ما مانند یک مورچه کوچک در دنیای ریز و کوچک مان گم شده ایم، او به همه ی امور آگاه است به راحتی راه های بی شماری نشانمان می‌دهد.

دوست خوبی پیدا کردم که او هم مانند من از نرسیدن به اهداف و پا گذاشتن در مسیر اشتباهی خسته شده بود.

ساعت ها باهم صحبت کردیم.

کتاب خواندیم و وقت گذراندیم.

تازه فهمیدم چه راه های میانبری برای رسیدن وجود دارند که از آنها بی خبر بودم.

اگر اهل بازی های کامپیوتری بوده باشید به خصوص بازی های جهان باز مثل gta می‌دانید که کارکتر در این بازی ها از اختیار عمل ویژه ای برخوردار است و هر کاری می‌توانید انجام دهید.

اما این چیزی جز یک فریب نیست. شما فقط کاری را می‌توانید انجام دهید که نویسندگان سناریوی بازی نوشته و در نهایت برنامه نویسان آن را اجرایی کرده اند.

بحث من در این متن مربوط به نقد بازی های کامپیوتری نیست.

هدف فقط این است : به شما بگویم بازی اصلیِ ما، زندگی ماست، کارکتر آن خود ما و مراحل آن رسیدن اهداف و رویا های ماست.

اگر در یک بازی جهان باز شما قادر به انجام کار های زیادی هستید، در دنیای واقعی بی نهایت کار می‌توانستید برای پیشرفت خود انجام دهید که تا کنون از آنها غافل بوده اید.

نباید برای یک هدف فقط یک راه انحصاری را تصور کرد. چه کسی گفته تنها راه موفقیت فقط از دانشگاه و مدرک گرفتن می‌گذرد؟

چرا مثلا برای نویسنده شدن باید به دانشگاه رفت و کتاب‌هایی را خواند که سال هاست همان ها برای هر استعداد و نگرشی استفاده می‌شود؟

باید نمونه های موفق مربوط به علاقه مان را پیدا کنیم و ببینیم از چه جاده ای حرکت کرده اند. کجایش آسیب دیده اند و کجا پیشرفت کرده اند؟

چه زیبا گفت آن مرد بزرگ که هر کس تاریخ بخواند، به اندازه آدم هایی که سرگذشت شان را خوانده عمر و تجربه دارد.

تاریخ فقط به سرگذشت انسان های ۱۰۰۰ سال پیش نمی‌گویند. دیروزِ انسان های موفق دور وربر ماهم تاریخ است و می‌توان با مطالعه سرگذشتشان چیز های زیادی یاد گرفت.

باید برگردیم به حس کنجکاوی دوران کودکی. هر چیزی را که روی زمین می‌دیدیم بر می‌داشتیم و می‌خوردیم.

الان هم باید همان اندازه و بلکه بیشتر تشنه ی یادگیری و پیدا کردن تکه های گمشده جورچینمان باشیم تا بفهمیم از این زندگی چه چیزی می‌خواهیم و کجا باید برویم؟

از رفتن در مسیر های جدید و غریب نترسیم و مشتاق تجربه کردن باشیم.

مهم این است برای رسیدن به هدف، این جمله طلایی را بجای باور های اشتباه در ذهنمان حک کنیم :

اگر از این راه نشد قطعا مسیر دیگری پیش رویمان خواهد بود، به شرطی که جست و جوگر باشیم.

۱۳۹۹/۷/۲۰

منتشر شده در نوشته های آزاد

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *