رفتن به نوشته‌ها

دلم تنگ شد

Last updated on 2020-10-08

۱۳۹۹/۱/۱ بود که با دوست جدیدم غلامرضا نزدیک نیم ساعت تلفنی صحبت کردیم.

من از ناخوشی هایم می‌گفتم و او می‌گفت تا می‌توانی بنویس.

خودش از سال ۹۸ شروع کرده بود و حالا ۱ سال بود شبانه روز می‌نوشت.

همان شب یک دفتر نو پیدا کردم و شروع به نوشتن همان حرف های غلامرضا کردم.

شب خوبی بود، احساس خوبی داشتم.

می‌دانستم عاشق نوشتن هستم و رویش سرمایه گذاری نکرده‌ام.

همان شب نوشتم:

امشب آقای غضنفری باهام تماس گرفت.

خیلی باهم صحبت کردیم! ۳۸ دقیقه و خرده ای.

خلاصش کنم، در مورد فوائد نوشتن روزانه صحبت کردیم.

تصمیم گرفتم یادداشت روزانه داشته باشم.

فرقی نمی‌کنه چی بنویسی؛ مهم اینه فقط بنویسی.

در مورد هر چیزی.

انگار یه دنیای جدید رو بهم معرفی کرد.

البته نه اینکه قبلا اونجا نرفته باشم! نه رفتم

ولی نه اونقدر که می‌تونستم برم؛

دنیای نوشته ها، دنیای درون آدم هاست.

وقتی به آسمون نگاه می کنیم کلی ستاره و کهکشان و کیهان می‌بینیم؛

در حالی که غافلیم از این همه آدم و ذهن ها و نوشته هاشون؛

وقتی وارد کهکشان خودت بشی اونقدر سرگرمش می شی که کم تر وقت می کنی به آسمون نگاه کنی!

الان انگار وارد یه سالن خیلی بزرگ شدم؛

نمی دونم چیکار کنم!

به کدوم سمت برم. هر چی به سمت جلو میرم از در دورتر می شم و نور کمتری داخل سالن هست؛

تازه واردم و انگار گم شدم.

چیزی از دوستی من و غلامرضا نمی گذشت ولی خیلی زود روی من تاثیر گذاشت. او دائم پیگیر سخنان شاهین کلانتری و افرادی مانند او بود و بخاطر لذتی که از آنها می برد با من هم در میان می گذاشت؛

چند هفته بعد به خاطر تاکید های شاهین روی داشتن سایت شخصی، تصمیمم را قطعی کردم و این سایت را برای بیشتر و بهتر نوشتن راه اندازی کردم.

اولین نوشته من در سایت:

شما هم همین قدر ساده و ضعیف مثل من شروع کنید…

بخاطر مشغله های کاری و نداشتن برنامه ریزی درست، در طول یک ماه اول، کمتر از ۱۵ مطلب منتشر کردم.

و الان حدود دو ماه می گذرد که چیزی در سایت ننوشته بودم. بجایش دفترم را تقریبا پر کردم.

اما اینجا حال و هوای دیگری دارد. نتوانستم تحمل کنم دلم تنگ شد و دوباره برگشتم.

از ابتدای سال تا کنون اتفاقات خوبی برایم افتاده است.

-شوقم به نوشتن، به خاطر فوائد بی شماری که دارد هر روز بیشتر می شود؛

-کتاب های فوق العاده ای خوانده‌ام که هر کدام به تنهایی برای بهتر کردن حال این جهان کافی است

-سر زنده و شادابم و دیگر مثل قبل نا امید و پر از افکار منفی نیستم

و می دانم که این وضع قرار است هر روز بهتر از قبل شود. غیر ممکن است کسی با خواندن و نوشتن انس بگیرد و هر روز تازه تر نشود.

نوشتن نباید مخصوص نویسندگان باشد. در بسیاری از کشور ها ارزش نوشتن جای واقعی خود را کمی پیدا کرده و اکثرا قبل از خواب می نویسند تا بهتر شوند.

قطعا شما هم مثل هر آدم دیگری دلی پر از غم دارید.

دلیلش انس نداشتن با نوشتن است. چون اگر بخواهید حرف هایتان را با کسی در میان بگذارید، می‌ترسید از نقاط ضعفتان سوء استفاده کنند.

اگر به خاطرشان گریه کنید، بهتر می شوید اما فقط گریه کردن فرسودگی هم دارد.

اما

اگر دفتری مخصوص برای درد دل هایتان داشته باشید و بنویسید هم سبک می شوید، هم خطتان بهتر می شود و هم در نوشتن پیشرفت می کنید.

فوائد این عمل شگفت انگیز در نظر ما فقط در حد انجام مشق های کم ارزش دبستان و توان خواندن و نوشتن برای راه افتادن کار های روزمره خلاصه می شود.

ولی اگر در مورد آثار عجیب آن کمی تحقیق کنید، بعید نیست به زودی مثل من معتاد نوشتن شوید.

به امید بهتر شدن حال همه شما عزیزان… .

۱۳۹۹/۷/۱۳

منتشر شده در داستان من

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *