رفتن به نوشته‌ها

ابدی شوید

Last updated on 2020-10-08

هر چیزی شروع و پایانی دارد.

ما هم همین طور.

الان هستیم و می خوانیم، پس هستیم اما معلوم نیست چه روزی و چگونه باید برگردیم.

شاید دلیل ترس و وحشتمان از مرگ فراموش شدن مان باشد.

بعضی ها عاشق نام و آوازه شان هستند و از فراموش شدن نامشان می ترسند.

یا شاید ترک دنیا و عزیزان مان سخت است.

اما من فکر می کنم شاید یک دلیل مهم این باشد:

بعد از رفتن دیگر نمی توانیم به کسی -آنطور که الان میتوانیم کمک کنیم- کمک کنیم. مهربانی کنیم.

شاید به ذهنمان برسد درختی بکاریم تا دیگران در آینده از سایه و میوه آن بهره ببرند.

یا اگر می توانستیم مدرسه می ساختیم.

یا ساختن فیلمی که زندگی بیننده اش را متحول کند.

احداث پل روی رودخانه برای اهالی روستا.

برطرف کردن غم دوستمان.

و…

کار های خوب تمامی ندارند.

اما بهترینش کمیاب ترین و با دوام ترین آن است.

به تعداد آدم هایی که تا کنون روی این سیاره زندگی کرده اند، داستان برای تعریف کردن وجود دارد.

زندگی همممه ما بالا و پایین دارد.

و اگر احساس می کنید تجربه ای در پشت سر گذاشتن سختی ها دارید، پس دست به کار شوید و سر گذشت خود را با نوشتن جاودان کنید.

هر کس مهارتی دارد و برای ابراز وجود، اثر خاص خود را خلق می کند.

ممکن است همه هنر مند نباشند،

اما مهارتی که امروز تقریبا همه انسان ها به آن مجهزاند، نوشتن است.

آیا دوست دارید بعد از شما کسی اشتباهات جان فرسا و خطر ناک زندگی شما را دوباره تکرار کنند؟

دیگران پیش کش،خودتان چطور؟

چه تضمینی وجود دارد که دوباره مرتکب نشوید؟

با نوشتن تجربیات ارزشمند و هدیه آن به خود و دیگران،تبدیل به ناجی غیر منتظره ای در زندگی انسان ها خواهید شد.

کلمه های متن شما می توانند مانند درختان جنگل روح خواننده را صفا ببخشند و خیال او را از سختی های زندگی آرام کنند.

با ثبت خاطرات تلخ و شیرین تان درس زندگی به دیگران بدهید. خیری که کمتر کسی به دیگران می رساند. و جایش خیلی خالی است.

با نوشته هایتان از سختی های الکی و بی ارزش زندگی به آسودگی و آرامش پل بزنید.

با واژه هایتان درخت بکارید و بگذارید دیگران از طعم میوه هایی که در زندگی چیده اید لذت ببرند.

با ثبت قسمتی از وجودتان، عمر شما به عمر کاغذی که روی آن نوشته اید و آموزشی که در ذهن انسان ها داده اید گره می خورد.

مگر نه اینکه می بینیم هنوز انسان های هزار ساله در میان ما زندگی می کنند؟ هر روز یادشان می کنیم و از آن ها بخاطر نوشتن زندگی و داشته های شان ممنونیم.

تا کنون به این فکر کرده اید که اگر نوشتن وجود ندشت چه اتفاقی می افتاد؟

شاید اصلا علم پیشرفت نمی کرد. آن دانشمند بی چاره چه باید می کرد اگر اختراع یا کشف مهمی داشت و نمی توانست در موردش بنویسد؟ چند درصد احتمال داشت اطرافیانش به او و داشته هایش اهمیت بدهند؟

شاعران بزرگی همچون سعدی و حافظ اگر نمی توانستند اشعارشان را بنویسند، تا کنون تبدیل به افسانه های قصه ها شده بودند.

شاید فکر کنید دست نویس شما آنقدر ها هم چنگی به دل دیگران نزند، اما نگران نباشید. قطعا هر ساندویچ فروشی مشتری خواهد داشت.

غیر از این، اگر وارد دنیای نوشتن شوید بعد از مدتی در می یابید که همین خودکار ساده می تواند لایه های پنهان شخصیت شما رو روی کاغذ بیاورد.

اگر خودمان را کااامل می شناختیم روزگارمان این نبود.

اگر می دانستیم چه توانایی هایی برای بهتر کردن زندگی روزمره مان داریم، اینقدر از خودمان ناامید نبودیم.

http://mahdimontazery.ir/wp-admin/post.php?post=46&http://mahdimontazery.ir/?p=46action=edit

چگونه آیینه ای تمام قد برای روحمان داشته باشیم؟

حتی اگر یک نفر هم از نوشته های شما درس بگیرد ارزشش را دارد.

دوباره به مغازه لوازم التحریر بروید و دفتر و خودکار مورد علاقه تان را بخرید.

هر موقع از شبانه روز که دوست داشتید بنویسید.

پیشنهاد نویسنده های حرفه ای نوشتن اول صبح یا آخر شب است.

و اگر مانند خیلی ها به این کار عادت ندارید، از روزی ۱ خط شروع کنید.

همین ۱ خط ها اگر ادامه پیدا کنند خیلی کار ها از دستشان بر می آید.

۱۳۹۹/۵/۲۱

منتشر شده در نوشته های آزاد

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *