رفتن به نوشته‌ها

همه چیز از شبکه نجباد شروع شد (۵)

Last updated on 2020-08-07

قسمت اول شبکه محتوای ضعیفی داشت.

چینش برنامه ها به این ترتیب بود:

انیمیشن خوش آمد گویی/کنسرت/اخبار/میان برنامه/کلیپ خداحافظی تا هفته بعد!

کل زمان قسمت اول ۲۰ دقیقه بود.

شاید برنامه کنسرت برای تان سوال شده باشد.

یک آهنگ تکنو (دوپس دوپس) از کلوپ محله گرفتم و بچه ها را دعوت کردم خانه مان.

قصدم از این کار صرفا خنداندن فامیل با کار های جلف بود.

جلو ی هر کس مقداری خرت و پرت بجای آلات موسیقی بود و بچه ها ادای نوازندگان را در می آوردند.

آن روز ها تقریبا چیزی جز این دم دستم نبود و هنوز فکرم به فیلم و برنامه های کاربردی نرسیده بود.

(گروه نوازندگان تکنو خفن) اگه دقت کنید اولین آرم شبکه نجباد هم مشخص هست.

خلاصه.

پخش قسمت اول هم خستگی خفیف قبل را بر طرف کرد، و هم شوق تهیه قسمت دوم را در دلم انداخت.

قرار بود هر هفته یک قسمت ارائه شود، اما در مدت زمانی طولانی – حدود ۱ تا ۲ سال – فقط ۴ قسمت منتشر شد.

فیلم کوتاه (خواب حاکم)/ قسمت ۴ /به کاگردانی برادرم علی.

به خاطر علاقه ام به این مسیر همه ی کار ها را خودم به عهده گرفته بودم و همین باعث می شد نتوانم به قول خودم متعهد بمانم.

تعداد همه بچه های فامیل ۷ نفر بود و اکثرشان دبستانی بودند.

سرشان به درس و مشق و بازی خودشان گرم بود.

تنها کسی که می توانست کمکم کند پسر دایی ام بود که باهم ۲ سال تفاوت سنی داریم.

سعی کردم تدوین را به او یاد بدهم و امیر حسین هم انصافا در حد توانش کمک کرد.

ولی با همه ی کمبود ها چیزی که واضح و قابل درک بود پیشرفت روز به روز و قسمت به قسمت (هم به لحاظ کیفی و کمی) بود.

هر کدام از این برنامه ها مانند گنجینه ی کوچکی از تاریخ خانواده در اختیار اقوام قرار گرفت اما

با ارزش ترین دستاورد برای خود من بود.

یادم می آید از روزی که بخاطر علاقه ام وارد این مسیر شدم تا همین الان که در حال نوشتن در سایت هستم پیشرفت بسیار زیادی کرده ام.

یاد گیری کامل فوتوشاپ

آشنایی با نرم افزار های حرفه ای تدوین

شرکت در کلاس های نویسندگی

پیدا کردن دوستان هم دقدقه

کسب تجربه در زمینه های کارگردانی، نویسندگی، تدوین و…

و…

این کارها هیچ موقع حرفه ای انجام نشدند و فقط از روی علاقه بودند.

برای بچه ها هم همین طور. از بازی کردن بجای شخصیت های مختلف و زندگی به جای آنان لذت می بردند.

فیلم کوتاه کابویی/ منتشر نشده!

به مرور انتظار ها بالا رفت. البته در درجه ی اول بیشتر از خودم توقع پیشرفت داشتم و این کاملا عادی بود.

بعد از قسمت ۴ انگار شبکه طلسم شد و دیگر نتوانستم بصورت جدی برنامه ای تولید کنم.

دلیلش هم وجود داستانی دیگر است.

کار و زندگی من در این مدت در جریان بود و گاهی بخاطر شرائط سنگین درسی توانایی رسیدگی به شبکه را نداشتم.

در واقع ساخت فیلم و کلیپ برایم چیزی جز تفریح نبود.

دست تقدیر من را بعد از ازدواج برای ادامه تحصیل و زندگی به شهر دیگری برد و من از نجف آباد، شهر سوژه های شبکه ام دور شدم.

و این شرائط را برایم سخت تر کرد.

این بار تصمیم گرفتم سری جدید شبکه را بسازم و با شروعی دوباره بد قولی های گذشته را جبران کنم.

و برای اینکه بد قول نشوم قصد کردم ابتدا همه ی قسمت ها را بسازم و بعد اقدام به انتشار کنم.

چون حدود ۱۰ سال از اولین روز های احداث شبکه می گذشت و من دیگر آن مهدی سابق نبودم قطعا دیگر آن برنامه های آبکی به دلم نمی چسبید.

فکر کرم بهتر است ابتدا از چند نفر از دوستانم در این راه کمک بگیرم تا به نتیجه ی بهتری برسم.

بعد از چند روز هماهنگی با مجید، میلاد و غلامرضا جلسه ی ما در یک شب سرد زمستانی برگزار شد.

اما تنها کسی که وااااقعا توانستم از او کمک بگیرم غلامرضا بود.

ادامه دارد… .

۱۳۹۹/۴/۱۰

منتشر شده در داستان منشبکه نجبّاد

نظر

  1. امیر h امیر h

    فقط اون عکس گروه نوازندگی تکنوخفن 😆😄😃

  2. سید مسیح صدری سید مسیح صدری

    سلام آقا مهدی خوبی؟خیلی مشتاقم که شبکه نجباد شش هم درست شه.خدایی این عکس گروه تکنو خفن خیلی با حاله خخخخخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *